لپ تاپ عزیزم، خانوم سونی:
می دانی که چقدر "مجبورم" دوستت داشته باشم. تنها چهار سال پیش بود که تمام حقوق سه-چهار ماه کارکردنم به علاوه یکی دو ماه حقوق آقای همسررا، به پایت ریختم و می دانی که چهارسال، مدت کافی برای پایان یک رابطه نیست.
می دانی و می دانم که در این چهار سال مرا جان به لب کرده ای. ولی این که دلیل نمی شود. بدان که هیچ یک از این لپ تاپ جدیدها که پشت ویترین فروشگاههای پر زرق و برق می بینم، برای من جذابیتی ندارند. ابدا به دلم نمی نشینند.
اصلا حیف این همه خاطره که رویت تایپ کرده ام نیست؟ حیف این همه اشک و لبخندی که جلوی مونیتور تو شکل گرفتند، نیست؟
پس بیا و خانومی کن و انقدر مرا اذیت نکن.
باش و خوب باش.
باشد که به پای هم پیر بشویم.