چهارشنبه ۱ فوریهٔ ۲۰۱۲

..

1)
این روزها زیاد می نویسم و زیادتر از آن، به نوشتن فکر می کنم. و دلیلش این است که از آن موقع هایی است که نیاز دارم به خودم بقبولانم که "می توانم". و نوشتن به من کمک می کند که خودم را به خودم ثابت کنم. هر کس یکطوری است دیگر...چه می شود کرد.
از امتحانات ترم فارغ شدم. هر روز به این فکر می کنم که که تجربه خوبی است این برنامه امسال. که ارزش دوسال صبر کردن را داشت. اما نگرانی سال بعد و آینده نمی گذارد که آن طور که باید و شاید لذت ببرم. یک نوع خودآزاری. لذت نبردن از حال به خاطر نگرانی برای آن چه که نمی دانی چیست. چون هنوز پیش نیامده است.
در هر حال، دارم تلاشم را می کنم که کمتر خودم را آزار بدهم. به جایش کارهای به درد بخور بکنم. که باانگیزه بمانم. که دور بودن ددلاینها باعث نشود که تنبلی کنم. و هزار چیز دیگر.

2)
به رویاهایت بچسب.
زندگی، بدون رویا،
پرنده شکسته بالی ست
عاجز از پرواز.

لنگستن هیوز

0 نظرات:

ارسال يک نظر